محیا جونیمحیا جونی، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 29 روز سن داره

محیا نازنازی

خبر خبر خبر خبر

تو این یکسال و چند ماهی که گذشته ما(مامان و بابا) سعی کردیم تمام اتفاقات تلخ و شیرین زندگی دختر عزیزمونو تو وبلاگش ثبت کنیم تا در آینده وقتی بزرگ شد از خوندن و دیدن این لحظات لذت ببره. و اما خبرررررررر: وبلاگ محیا جز پرببینده ترین وبلاگ ها شناخته شده...هوراااااااااااااااااااااااااا تا این ساعت که من نگاه کردم(17:20 روز چهارشنبه 11 تیر 93) 19790  بازدید کننده داشته،ممنون که به ما افتخار میدین و به وبلاگ جوجوی ما سر میزنین. ...
11 تير 1393

سلام سلام

تو این مدتی که نبودیم ،رفته بودیم خونه پدر بزرگ بابایی،البته اونجا زیاد نموندیم، شب قبل رفتن محیا جونم با گریه از خواب بیدار شد حدود نیم ساعتی گریه کرد و منم بهش قطره دادم تا آروم گرفت،صبح که ازش پرسیدم محیا کجات اوف شده گوششو نشونم داد،منم بعدازظهر بردمش دکتر از شانس بد ما خورده بودیم به جمعه و تعطیلی،خلاصه بردیمش دکتر،وقتی معاینه کرد گفت گوشش التهاب داره یه سری شربت  داد که الان خدارو شکر بهتره اتفاق دیگه تواین چند روز اینکه،دایی جونم رفته سربازی و من دلم براش تنگ شده  ،آخه خیلی دوسش دارم.اول تیرماه که روز تولدشم بود اعزامشون کردن(1تیر 93)الان پنج روزه که رفته،قراره دوره آموزشیشو تهران باشه.دایی جووووووووون دوست دا...
5 تير 1393

شیطونی و خرابکاری

چند روزیه که محیا خانم جاهای جدیدی رو واسه خودش پیدا کرده؛یا به در گاز آویزونه یا پشت مبله،وااااااای خدایا،به هیچ کدوم از کارام نمیرسم فقط باید مواظب خانم باشم تا بلایی سر خودش نیاره،برنامه های تلویزیونیم که چه عرض کنم،صبح که از خواب پا میشیم سی دی ها و کارتون های محیاست تا ظهر،بعدازظهرم اگه خوابید  که ما آرامش داریم اگه نخوابیدم که بقیه داستان.....  اون بدو من بدو یا صابر   ...
24 خرداد 1393

جواهر ده رامسر

  هفته پیش روز جمعه (16 خرداد 93) به اتفاق مادر جون اینا و عموجون اینا(عموهای مامان) رفته بودیم جواهر ده رامسر، یه منطقه خوش آب و هوا و ییلاقی که خیلی خیلی قشنگ بود،زیر درختای کاجش نشستیم ناهارمونو خوردیم، خوش گذشت جاتون خالی.....حیف که نشد زیاد عکس بگیرم   این دوتا عکسم از جواهر ده هست که یکیش مسجد بزرگ و قشنگی بود معروف به مسجد آدینه،این مسجد از دو طرف بین کوه ها بود که منظره خیلی قشنگی داشت،اون یکیشم منطقه ییلاقی جواهرده هست،چون هوا گرم بود نشد بیشتر عکس بگیرم،ترجیح دادم بیشتر زیر درخت،تو سایه بشینم.                         ...
18 خرداد 1393